مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و هفته وحدت
سلـمان کـیـستـید؟ مـسلـمان کـیـستـید؟ با این نگـاه، شیـعـهٔ چـشـمان کیستید؟ با این نگـاه شعـلـهور از برق افـتراق با این نگـاه خـط زده بر خـطبهٔ وفـاق با این نـگـاه پُـر شده از خـط فـاصـلـه دور از مـلاحـظـات روایـات واصـله با کیست این نگاه؟ پی چیست این نگاه؟ آئـیـنـهٔ نـگـاه عـلـی نـیـست این نـگـاه چشم علی که محـو افـقهای دور بود از درد و داغ شعلهور اما صبور بود چشمی که خطبه خطبه نگاهی شگرف داشت چشمی که با همیشهٔ تاریخ حرف داشت آن حرفها چه ژرف، چه ژرفند خواندهاید؟ آن حرفها شگفت و شگرفند خواندهاید؟ از درد بیامان چه بگـویم؟ شـنـیـدهاید از خار و استخوان چه بگویم؟ شنیدهاید مولا رسیده بود به سوزانترین مصاف اما نبـرد دست به شـمـشـیر اخـتـلاف تیغی که در مصاف به فریاد دین رسید این بار در غلاف به فـریاد دین رسید چون لیلة المبیت، علی از خودش گذشت آتش به سینه داشت ولی از خودش گذشت آتش به سینه داری اگر، شعلهور مباش هیزم بیار سوخـتن خشک و تر مباش دامن مـزن به آتـش این قـیل و قـالها از حق بگو، چنانکه علی گفت سالها از حق بگو ولی نه به توهین و افـترا با منطق عـلـی، نه به توهـین و افـترا القصه سـیـرهٔ عـلـوی این چـنین نـبود تاریخ را بخوان اخوی! این چنین نبود بـادا که تـا هـمـیـشـه بـمـانـیم با عـلـی سلمان شویم و مـسلم این راه، یا علی |